|
"((×××ارشادی ها×××))" |
|
[]همه چی و هیچی[] |
سلام
چطورین؟
خوبین؟
نه خوبین؟
اگه میباشین سر بزننین![]()
![]()
+ نوشته تو ساعت دیواری توسط صغری |
سلام میکنم چطوره حال شما التماس دعاداریم واسه برادرا دوسمونم دارن همه در و دافا
هوامونم داره از اون بالا خدا(از بیانات شاهین اس تو)
نظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظر بدین!!!!
+ نوشته تو ساعت دیواری توسط صغری |
(تمامی سخن های گفته شده در زیر مستند می باشد) راویان علاف ودراویش دم پاساژو همکاران وزارت اطلاعات روایت و حکایت کرده اند که : ایران را اصغر نامی رئیس جمهور بود اصغررا مدرک دکترایی بود که به سبب ان به وی دکتر اصغر نیز میگفتند. اصغردر ابتدا شخصیتی بسیار مردمی داشت که در طول دوره ریاست جمهوری اش این شخصیت والا به تدریج به چهره ای دیکتاتور مبدل شد چنان که درباری برای خود به وجود اورد که در این دربار: وی را زنی بود در کمالات و قدرت بی همتا. . . زن الهه نامی بس معطربود(وی از نسل راسوهای گوز دار ایرانی بود) الهه به سبب کاردانی و توانایی بسیار در جنگیدن پس از مدتی به نصب وزارت جنگ اصغری در امد. همچنین اصغر مشاوری داشت در اداب مشاوره حاذق . وی را کَلخُر (کله+خُر) نام نهادند (درروایات امده است وی را گیسوانی نیکوبوده است که به همان سبب موقشنگ دربار اصغری شهرت گرفته است.) اصغردر اداب انتخاب وزیر کارشناس بود بطوریکه وزرای بزرگ و مشهوری همچون بحران (وی قبلا میر اخور دربار بود) داشت بحران را مدرک پی اچ تی بود از دانشگاه اکسفورد در رشته جعل مدرک! که همین امر سبب برانگیختگی حسادت سران مجلس ان زمان شده بود .(در رویات امده سران مجلس ان زمان قصد داشتند به وی رای اعتماد ندهند!.) القصه دولت اصغر دولت مردم بود و دولت خود باوری و دولت مهر ورزی و دولت علاقه مند و ... . در دوره اصغر طرح ها و اقداماتی بزرگ و جامع صورت گرفت که از جمله انان : بنای تخت جمشید و پاسارگاد ، چهل ستون و حمام شیخ بهایی ، انرژی هسته ای و غیره بود . که این بناها و طرح ها موجب حسادت بسیاری از دول پیشین شد سبب شد مدعی شوند که این طرحها و بنا های عظیم قبلا توسط انها کلید خورده .(که البته بیراه هم نمیگفتند .) خلاصه روزی اصغر کبیر به سبب مداخله های بسیاری که سران کشور های مخالف در امور داخلی ایران داشتند به فرنگ رفت ... درکتیبه هایی که از خاطرات اصغربر جای مانده امده است که : ما را به فرنگ سفری بود بسیار دل پذیر. تا پا به انجا نهادیم همه را سپید رو و بلوند یافتیم و چه بسیار حوریان که چادر از سر انداخته و به ما لبخند می زدند روز نخست سفر مان بیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییب(بیان خاطرات مغایر با ارزش های این وبلاگ است) روز دویم سخنرانی داشتیم در دانشگاه قلبیا . در سخنرانی مان چه بسیار از ناکامی های دشمن گفتیم و چه نیکو تر زدیم به هیکلشان ! خلاصه بسی دفاع نمودیم از دین مبین و بسی کف زدند برایمان. دوستان پس از سخنرانی ندا می دادند که ای اصغر تو را به هنگام سخنرانی هاله ای بود ز نور ! ما نیز چنین حس میکردیم که ملت نشسته اند و مژه نمیزنند .اینکه میگویم مژه نمیزدن غلو نمیکنم ها جدا مژه نمیزدند .... دروه اصغر دوره ی ابادی و ابادانی ها بود و با پایان ان چه بسیار مدعی برای ریاست جمهوری به روی صحنه امد شورای نگهبان را رد صلاحیت بود برای همه الا چهار نفر
+ نوشته تو ساعت دیواری توسط صغری |
بانام و یاد خداو با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما همیهنان جان اینجانب به
نمایندگی از طرف تمامی ارشادی های مقیم جهان از شما پوزش میطبم که در
نوشتن مطالب این بلاگ کوتاهی شده.
ارشادی ها به مناسبت اتمام انتخابات ریاست جمهوری و برای اگاهی شما
خوانندگان جان سیره عملی توانا ترین دولت ایرانی را در اداره دولت چیز میکند:
(به علت مسائل امنیتی این وبلاگ موضع گیری خود را در قالب روایت عشق بیان
میکند)
هوشنگه
+ نوشته تو ساعت دیواری توسط صغری |
درود بر شما خواهران و برادران ارشادی
غرض از مزاحمت نماز روزه عالی متعالی...
با عرض معذرت ارشادی ها به علت اختشاشات اخیر پلمپ شده بود
یا حسین![]()
![]()
راستی من هوشنگه میباشم نه صغری
+ نوشته تو ساعت دیواری توسط صغری |
روايت عشق در قسمت قبل متن چند تا از نامه هاي الهه و اصغر را مرور كرديم در اين قسمت ميخواهم از دوران مسافرت اصغر بگويم . در ان روز ها وضع مالي انها بد بود و اين موجب شد الهه تدبيري بيانديشد تا با فروختن كاست هاي اواز الهه بتوانند پول سازي كنند (گفته ميشود الهه چندين ليتر گوز مايع را براي گرفتن مجوز و تهديد برادران وزارت ارشاد مورد مصرف قرار داده بوده كه اين به خودي خود موجب كشته شدن 20 نفر شده ) الهه كار خود را با اهنگ هاي كودكان اغاز نمود : منم الهه دوست شما مظهر عشق و صفا ميدهم با بچه ها گوز عند مرموز اولش تو دو سه چند تا مدرسه گفتم اين گوز چه خوبه بدهم با اشتها وقتي ديدم همگي دادن ان را دوست دارند وقتشون را به رقابت ميزارن و... خلاصه بعد از ان الهه به علت استعداد بالا يش به همراه هوشي و سارا كه اهنگ ساز و شاعر او بودند كار هايي در زمينه بزرگ سالان داشتند مثل : خيانت كه الهه اهنگ ساز و هوشي و سار خواننده اش بودند بعد از ان هوشنگ به هوشي سنتوري معروف شد بعد ها هنگامي كه نسخه داستان زندگي هوشي لو رفت داريوش مهرجويي با زير پا گذاشتن حق كپي رايت اين داستان را به علي ستنوري تغيير نام داد اما چون براي مجوز گرفتن از ترفند هاي الهه بهره مند نبود موفق به اكران ان نشد و تاوان اشتباهش را پس داد( البته گفته ميشودكه مهرجويي اين پيشنهاد را اول به هوشي داده بود كه هوشي نقش علي را نپذيرفته بود ) پس از اين ماجرا و طي مهاجرت الهه به لسانجلس به علت محبوبيت بالاي او نزد مردم امار فرار مغز ها به اوج خود رسيد (بسياري از چهره هاي محبوب مثل شادمهر به تقليد از اين عمل الهه فرار مغز ها كردند) البته بعد از انتخابات رياست جمهوري و طي سفر هاي استاني رياست محترم جمهوري اين امار به پايين ترين حد رسيد.
+ نوشته تو ساعت دیواری توسط هوشنگه |
روايت عشق : لغت و معني ابراز احساسات: پاره اي از احساسات انسان دوستانه كه به صورت گوز حاصل ميشود (الهه معمولا هنگام عاشق شدن اين احساست را از خود خارج ميكند ) در قسمت قبل الهه داستان زنگي اش را براي هوشي ميگويد و هوشي در اثر گاز گرفتگي (در نسخه هاي قديمي تر گوز گرفتگي ) سكته ميزند اما كم كم حالش رو به بهبود رفته و ... هوشي و الهه و بقيه رنها و بچه هاي اصغر سر خاك او ميروند (به روايتي ديگر در ان روز 1234 نفر بر اثر مرگ خاموش يا همان ابراز احساسات پرپر شدند( الهه شب قبل نخود پلو خورده بوده) ) الهه به هوشي گفت ميخواهي بقيه داستان زنگي من را بشنوي هوشي: حتما ننه (البته هوشي در اين عمليات شهادت طلبانه شهيد نشد) الهه ميگويد انروز ها من تازه تو را داشتم كه اصغر رفت مشهد و دوباره ازدواج كرد بس كه خوش تبپ بو د همه ارزو يش را داشتند (در روايات الهه هميشه در توهم بوده )خلاصه وقتي اصغر امد من با او قهر كردم چون زياد عادت نداشتم هوو سرم ببايد . وقتي او رفت من نامه اي يافتم كه. . . متن ناه هاي اصغر و الهه : نامه اصغر سلطان قلبم به زندان دل افتادنم كفاره گناه عشق است اعتراف ميكنم يوسفت هم گاهي عاشق ميشود (در نسخه هاي قديمي تر ذكر شده تمام انرژي لازم براي انفجار بمب هروشيما و ناكازاكي ان شب توسط الهه توليد شده +گاز خردلي كه كه ان شب الهه در اصر ابراز احساسات توليد كرد باعث شد به الهه توسط وزارت اطلاعات امريكا ديپلم افتخار داده شود ) نامه الهه عزيزم پيداست هنوز شقايق نشدي زنداني زندان دقايق نشدي وقتي كه مرا از دل خود ميراني يعني كه تو هيچ وقت عاشق نشدي زرد است كه لبريز حقايق شده است تلح است كه با عشق موافق شده است عاشق نشدي و گر نه ميفهميدي پاييز بهاري است كه عاشق شده است ( الهه و اصغر در اين مرحله از حالت اماتور خارج شدند و در زمينه خالي بندي حرفه اي هستند ) نازنين همسرم (از طرف اصغر) ماهي هميشه تشنه ام در زلال لطف بي كران تو مي برد مرا به هر كجا كه ميل اوست ديدگان مهربان تو اي زلال پاك جرعه جرعه ميكشم تو را به كام خويش تا كه پر شود تمام جان من ز جان تو اي هميشه خوب اي هميشه اشنا هر طرف كه ميكنم نگاه تا همه كرانه هاي دور عطر و خنده و ترانه ميكند شنا در ميان بازوان تو ماهي هميشه تشنه ام اي زلال تابناك يك نفس اگر مرا به حال خود رها كني ماهي تو جان سپرده روي خاك
+ نوشته تو ساعت دیواری توسط هوشنگه |
سلام به دوستان ارشادی بابا نظر بدین دیگه ......
+ نوشته تو ساعت دیواری توسط هوشنگه |
سوتی های این هفته:
من خودم تو بسیج دوبی عضو بودم(هوشی)
من به تو عمله مندم(گوینده تریپ حفظ ابرو امده بود)
+ نوشته تو ساعت دیواری توسط هوشنگه |
روايت عشق:
چند روز بعد الهه با همه هوو هاش اشنا ميشه و حسابي حال ميكنه مهم ترين انها سارا است كه خيلي به
ابراز احساسات الهه الهه حساسيت نداره و متخصص احساس درماني ليزري(يكي از شاخه هاي جراحي زيبايي
است به كمك گوز ليزري انجام ميشود ) از دانشگاه اگوزفورد است و ابراز
(احساسات او به صورت ليزري و و با انرژي بالا است كه فقط در صورتي خطرناك است كه رو به رو يش باشي)
سارا در حال نوشتن پايان نامه است و موضوع پايان نامه در مورد چكونگي خود درماني به وسيله گوز درمكاني
ليزري است (يعني چطوري با ابراز احساسات خودمان دماغ خودمان را به حالت دلخواه در بياريم )
سارا (سلطان خانوم): الهه جان تو خيلي استعداد داري
الهه ابراز شديد احساسات هوويي
البته ان شب كه الهه و سارا مشغول صحبت بودند ۱۵۰۹ فنر از افراد خانواده بر اثر مرگ خاموش مردند !
(اين كشتار در عرض سه سال جبران شد)
+ نوشته تو ساعت دیواری توسط هوشنگه |
| ||||||